::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::

نام کاربری :   پسورد :



تابلو اعلانات

◘ نتایج مسابقات انتخاب مدیر برای انجمن ویدئو لرن ◘


تعداد بازدید : 17
نویسنده پیام
pari5280 آفلاین



ارسال‌ها: 30
عضویت: 20 /10 /1400
نقد فیلم Top Gun: Maverick: پروازی به یاد ماندنی!

چگونه می توان قهرمان اکشن دهه ۸۰ میلادی را به سینمای ۲۰۲۲ بازگرداند اما حس فسیل را به مخاطب القا نکرد؟ تام کروز و سازندگان فیلم تاپ گان موریک به خوبی از پس این کار برآمده اند. در این مطلب از بخش نقد فیلم وبلاگ انارگیفت، به بررسی بخش اول فیلم تاپ گان ماوریک پرداخته ایم که جزو موردانتظارترین فیلم های ۲۰۲۲ است و گزینه ای مناسب برای علاقه مندان به آثار اکشن است. تا انتها با ما همراه باشید.

باز هم شاهد بازگشت خلبان جسور و جذاب با ایفای نقش تام کروز هستیم که برای آخرین ماموریت خود در جهان سینما به همراه گروهی از خلبان های جوان آماده می شود. ۳۶ سال از زمانی که برای اولین بار با خلبان نیروی هوایی به نام پیت میتچل ملقب به ماوریک ملاقات کردیم گذشته است و غرور و جاه طلبی او به اعتماد به نفس خردمندانه تبدیل شده است. او دائماً به فکر دوستان و اطرافیان خود است و حتی زندگی و جایگاه خود را بدون لحظه ای تردید فدای آن ها می کند. او هنوز همان لبخند زیبا و کاریزمای فوق العاده خود را حفظ کرده و به تماشاگران نوید اثر سینمایی بسیار هیجان انگیزی را می دهد.

اگر بگوییم که فیلم Top Gun اصلی که ۱۹۸۶ اکران شد، اثری کلاسیک و به یادماندنی از سینمای آمریکا است، به خوبی حق مطلب را ادا نکرده ایم. فیلم اصلی نه تنها فروش بیشتری از تمام فیلم های آن سال در باکس آفیس داشت، بلکه در اصل فیلمی است که تام کروز را به سوپراستار هالیوود تبدیل کرد و او را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین نام های سبک اکشن در تاریخ این صنعت معرفی کرد. موسیقی متن این اثر به نام Danger Zone هم جزو مشهورترین موسیقی های سینمایی است که نه مدرک پلاتینوم را دریافت کرد و سال ها در بسیاری از آثار اکشن دیگر از آن استفاده شد. البته همه منتقدان از فیلم اصلی استقبال نکردند و برخی آن را تبلیغات غیر واقعی برای نیروی هوایی ایلات متحده می دانستند اما از نظر سینمایی، تاپ گان جزو سرگرم کننده ترین فیلم های تاریخ است که استاندارد های جدیدی را برای سبک اکشن تعریف کرد. با این که نزدیک به چهار دهه از اکران نسخه اول گذشته است، طرفداران هنوز هم از آن با آب و تاب تعریف می کنند و منتظر دنباله آن بودند؛ حالا این انتظار به سر رسیده است و بار دیگر ماوریک را بر پرده نقره ای تماشا می کنیم.

اما با همه احترامی که برای فیلم اصلی قائل هستیم، Top Gun: Maverick از همه جهات نسبت به نسخه قبلی پیشرفت کرده است و فیلم کامل‌تری است. حتی اگر شهرت افسانه ای فیلم اول را در نظر بگیریم، می توان گفت که تاپ گان ماوریک قطعاً جزو بهترین دنباله های تاریخ سینما است. پیشرفت در مسائل فنی فقط بر سکانس های اکشن تاثیر نگذاشته است و فیلم نامه اثر نیز به خوبی به افسانه ماوریک ادای احترام کرده و صداقت زیبایی را در رفتار شخصیت ها با یکدیگر نمایان کرده است. فیلم جدید ترکیبی از لحظات اکشن و عاطفی است و محال است که آن را تا انتها تماشا کنید و احساساتی نشوید؛ مخصوصاً اگر فیلم اول را تماشا کرده باشید و شخصیت گوس را دوست داشته باشید. در اکثر لحظات تاپ گان ماوریک سایه گوس را حس می کنیم و حتی پسر او به نام روستر جزو شخصیت های اصلی فیلم جدید است.

تاپ گان ماوریک

تاپ گان ماوریک با پرواز انفرادی خلبان استثنایی خود یعنی ماوریک شروع می شود که در حال اجرای حرکاتی خطرناک است. او ارتقای درجه را قبول نکرده است زیرا نمی خواهد پشت میز بنشیند و عاشق پرواز است. با این که حالا چهره ای شناحته شده محسوب می شود، باز هم بسیاری از قوانین نیروی هوایی را رعایت نمی کند. به همین دلیل پس از نافرمانی از دستوری مهم، از کار برکنار می شود اما توسط دوست و رقیب قدیمی خود که حالا تبدیل به فرمانده شده است، دعوت می شود تا به مدرسه خلبانی Top Gun برود؛ جایی که بهترین خلبان ها برای موفقیت در خطرناک ترین ماموریت ها آماده می شوند. او حالا باید تجربیات خود را در اختیار خلبان های جوان قرار دهد اما این همه ماجرا نیست. او باید با ارواحی از گذشته خود مواجه شود و با پسر دوست صمیمی خود، گوس، که در فیلم اول کشته شد، کنار بیاید. پسر گوس تصور می کند که ماوریک علت کشته شدن پدرش است و باور ندارد که پدرش دوست صمیمی ماوریک بوده است.

پسر گوس، روستر نام دارد و مایلز تلر نقش او را ایفا می کند. با این که مایلز تلر اصلاً شبیه به آنتونی ادواردز نیست، با گریم مناسب و زاویه های هوشمندانه فیلم برداری توانسته است تا به جانشین حقیقی گوس تبدیل شود. تلر البته ایفای نقش بسیار عالی داشته است و همان حس و حالی که ادواردز چند دهه پیش به مخاطب القا می کرد را تکرار کرده است. اما در درگیری با ماوریک، جدیت و عزم راسخ او شبیه به شخصیت اصلی این سری است و همین جذابیت داستان را بیشتر کرده است. این دو شخصیت در کنار یک دیگر همان تنش و رقابت مردانه ای را شکل می دهند که طرفداران قدیمی این سری انتظار آن را دارند. جان کوزینسکی، کارگردان اثر، هم توانسته است آن سکانس های خلبانی اکشن و نفس گیر را برای تماشاگران به ارمغان آورد.

ماوریک روح گوس را در کنار خود و تمامی کارهایی که انجام می دهد، احساس می کند و حس گناهی که به خاطر مرگ دوست صمیمی خود دارد ،دلیل اصلی ناتوانی او برای عبور از گذشته و لذت بردن از آینده است. اینجا است که فیلمنامه خوب فیلم را درک می‌کنیم زیرا در تمام طول فیلم ما نیز باری‌ که ماوریک به دوش می کشد را حس می‌کنیم و درد او را تجربه می کنیم. البته تام کروز هم یکی از بهترین و قدرتمندترین عملکردهای خود را به نمایش گذاشته و به انتقال تمامی عواطف و احساسات به تماشاگر کمک شایانی کرده است. اوج این احساسات در رابطه بین ماوریک و روستر دیده می شود که در ابتدا در نقطه مقابل هم قرار دارند اما ماوریک به خاطر عذاب وجدانی که دارد تلاش می کند تا روستر را از پرواز منصرف کند تا به سرنوشتی مشابه پدرش دچار نشود. اما به تدریج ماهیت این رابطه تغییر می کند و به تم اصلی داستان فیلم بدل می گردد.

فیلم تاپ گان

انتخاب این تم و المان های احساسی از سوی عوامل سازنده و تام کروز تحسین برانگیز است زیرا در این سبک فیلم های جنگی و هنوز ایده هایی مثل “مردان واقعی گریه نمی کنند و یا احساسات را نشان نمی دهند” حاکم است. در فیلم تاپ گان، به آغوش کشیدنی ساده دنیای از احساسات را در خود جای داده است و همان تاثیری را بر مخاطب می گذارد که سکانس های اکشن دارند. در فیلم هم به دفعات به این اشاره می شود که بدون دلسوزی و محبت میان هم رزمان، امکان موفقیت وجود ندارد؛ خلبانان تشویق می شوند تا احساسات خود را بروز دهند و به شناخت بهتری از یک دیگر برسند زیرا تا زمانی که ارتباط عاطفی عمیقی میان آن ها شکل نگیرد، مهارت هیچ اهمیتی نخواهد داشت. وجود چنین مفاهیم و المان هایی در فیلم اکشن جنگی و مردانه ای مثل تاپ گان بسیار جذاب است و نکته ای است که سازندگان و تام کروز از همان ابتدا در اولویت قرار داده اند. شخصیت پنی بنجامین با ایفای نقش بازیگر برنده اسکار،جنیفر کانلی، هم امکان شکل گیری رابطه عاطفی و عاشقانه جدیدی را برای ماوریک فراهم می کند. اما ماوریک قبل از این اتفاق باید با دیگر اهریمن های گذشته خود کنار بیاید و یاد بگیرد که احساسات خود را با شخص دیگری به اشتراک بگذارد. برخی از تماشاگران معتقدند که به شخصیت کانلی به اندازه کافی پرداخته نشده است اما کانلی با مهارت بالای خود از تمام لحظات استفاده کرده و تاثیر خود را بر شخصیت های فیلم و مخاطبان می گذارد. تماشای چنین رابطه عاشقانه پخته ای که به دور از کلیشه های هالیوود و آثار نوجوانانه است، می تواند برای بسیاری از بینندگان جالب باشد.
دوشنبه 30 خرداد 1401 - 11:07
ارسال پیام نقل قول تشکر / موافقم / آفرین گزارش


تازه سازي پاسخ ها



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.



تاپیک های مرتبط
موضوع تاریخ تعداد پاسخ آخرین ارسال بازدید
[Post_Title] [Post_Date] [Post_Answer] [Post_Last_User] [Post_Hit]
پرش :
صفحه اصلی | انجمن | ورود | عضویت | خوراک | نقشه | تماس با ما | طراح